السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
901
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
جرح شده هستند . . . نخست حديث را از بخارى مىآوريم و گوييم : در صحيح خود نقل كرده است : « باب فضل العلم : ما را حديث كرد سعيد بن عفير ، ازليث ، از عقيلبنشهاب ، از حمزةبن عبداللَّهبن عمر كه ابنعمر گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : درحالىكه خوابيده بودم ظرف شيرى برايمآورده شد ، پس نوشيدم تا ديدم شير تازه از ناخنهايم فرو مىريزد ، سپس اضافهاش را به عمر بن خطاب دادم . گفتند : اى رسولخدا آن را به چه چيز تأويل فرموديد ؟ فرمود : دانش . » « 1 » « مرا حديث كرد محمّدبنصلت ابوجعفر كوفى ، از ابنالمبارك ، از يونس ، از زهرى ، از حمزه ، از پدرش كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : در حالى كه خوابيده بودم نوشيدم - يعنى شير - تا اين كه مىديدم شير تازه از ناخن يا ناخنهايم جارى مىشود . سپس به دست عمر دادم . گفتند : به چه چيز آن را تأويل كرديد : اى رسولخدا ؟ فرمود : دانش » « 2 » « باب اللبن : حديث كرد ما را عبدان ، از عبداللَّه ، از يونس ، از زهرى ، از حمزةبنعبداللَّه كه گفت : ابنعمر گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : در حالى كه خوابيده بودم كاسهاى شير برايم آورده شد ، از آن نوشيدم ، تا ديدم كه شير تازه از « ناخنم » فرو مىريزد ، سپس اضافهاش را به عمر دادم ، گفتند : به چه چيز آن را تأويل فرموديد ؟ فرمود : دانش . » « باب هنگامىكه شيراز دستها وپاهايا ناخنهايش روان شد ، ماراحديث كرد علىبنعبداللَّه ، از يعقوببن ابراهيم ، از ابىّ ، از صالح ، از ابنشهاب ، ما را حديث كرد حمزةبن عبداللَّهبن عمر كه شنيد عبداللَّهبنعمر مىگفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : در حالى كه خوابيده بودم كاسهاى شير برايم آورده شد ، از آن نوشيدم تا ديدم كه شير تازه از دستها و پاهايم بيرون مىآيد ، پس اضافهام را به عمربنخطّاب دادم ، كسى
--> ( 1 ) . صحيح بخارى ، كتاب العلم 1 / 106 . ( 2 ) . صحيح بخارى كتاب الفضائل ، مناقب عمر 5 / 70 .